اینترنت اشیا بهتر است یا ثروت؟

یادداشت

من لیسانس آیتی هستم و علاقمند به شبکه می خواهم در زمینه IoT مشغول شوم بنظر شما از چه مبحثی شروع کنم؟

من میخواستم وارد مبحث IoT بشم دنبال یه reference خوب میگردم فارسی یا انگلیسی فرقی نداره.

من یه دانشجوی ترم چهار نرم افزار هستم و می خواستم توی IoT فعالیت کنم . . .الآن فقط یک سری کاربرد ها رو فقط بلدم . . . .یعنی صفر صفرم . . .از کجا باید شروع کنم؟ چی باید بلد باشم؟

من دانشجوی کارشناسی نرم افزار هستم تو درس مهندسی اینترنت با اینترنت اشیا آشنا شدم با برد اردینو و برنامه نویسی پایتون اشنا هستم از کجا میتونم شروع کنم

من می خوام IoT شروع کنم هیچیم بلد نیستم یعنی برنامه نویسی هم بلد نیستم. چیکار کنم؟

ممکنه خواهش کنم برای دوستانی که تازه شروع به مطالعه و آشنایی با iot را دارند راهنمایی بفرمایید گام به گام چه کتابهایی را مطالعه کنند و یا فیلمهای اموزشی مشاهده کنند.

اینها سوالاتی هستند که در جوامع اینترنت اشیا زیاد پرسیده می‌شود. موجی که ایجاد شده است و افرادی علاقه‌مند که می‌خواهند از این قافله عقب نمانند. اما به نظرم این سوال‌ها، جواب‌های درستی هم نمی‌گیرند. حتما شنیده‌اید که دست‌یابی به قسمت زیادی از پاسخ، در گروی درک درست پرسش است. برای یک پاسخ درست، باید سوالات دقیق‌تری پرسید و برای دقیق‌تر شدن لازم است که اطلاعات بنیادی سوال کننده افزایش پیدا کند. در این پست سعی می‌کنم تا برخی از این اطلاعات بنیادی را در اختیارتان قرار دهم.

بخش الف) از کجا آمده‌ای….

اگرچه اینترنت اشیاء ممکن است از لحاظ تکنیکی پیچیده باشد، اما مفهوم آن بسیار ساده‌ است؛ در یک جمله اینترنت اشیاء یعنی اتصال هر چیز به شبکه‌ی اینترنت. البته تعاریف پیچیده‌تری هم برای این موضوع ارایه شده است، اما خیال‌تان را راحت کنم که هیچ توافق بین‌المللی یا آکادمیک بر روی این تعاریف صورت نگرفته است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم شما هم یک تعریف ساده برای خودتان داشته باشید، مطمئن باشید در نتیجه‌ی کار تفاوتی حاصل نمی‌شود.

اینترنت که سال‌هاست در اختیار عموم قرار گرفته، ایده‌ی اتصال هر چیزی به اینترنت هم که اصلا پیچیده و عجیب نیست، پس چرا حالا بعد از این همه سال چنین موجی ایجاد شده است؟ به نظرم دو اتفاق بزرگ باعث شده است که این موضوع در سال‌های اخیر داغ شود، یکی مربوط می‌شود به مسایل فنی و فراهم شدن تجهیزاتی که با هزینه‌ی پایین و اندازه‌هایی کوچک امکان اتصال “چیزها” را به اینترنت فراهم می‌کنند و دوم، مربوط می‌شود به مسایل تجاری و بازار. الان زمانش فرا رسیده بود. بازارهای قبلی رو به اشباع شدن بود و حالا یک موضوع جدید می‌توانست بازارها را تکان دهد. به هم رسیدن این دو موضوع در این زمان باعث شد تا شرکت‌های بسیار بزرگ حوزه‌ی تکنولوژی به شدت وارد این مبحث شوند و هزینه‌های بسیار زیادی صرف تحقیقات و بازاریابی در حوزه‌ی اتصال “چیزها” به اینترنت شود. وقتی شرکت‌های بزرگ همگی وارد یک مسیر مشترک می‌شوند، شرکت‌های کوچک هم برای عقب نماندن از قافله وارد همان مسیر می‌شوند و این گونه است که یک “بهمن” شکل می‌گیرد. قطعا شما هم آن را حس کرده‌اید.

در این برهه، که شرکت‌های بزرگ هزینه‌های میلیاردی می‌کنند و همه چیز خیلی بزرگ و جالب به نظر می‌رسد، برای ورود به حوزه‌ی اینترنت اشیا، به عنوان یک استارتاپ، “جو گیر نشدن” به نظرم یک اصل اساسی است. برای درک این موضوع بهتر است بدانید که نموداری به نام گارتنر وجود دارد که سطح توقعات مردم از یک تکنولوژی خاص را در طول زمان نشان می‌دهد.

نمودار گارتنر و جایگاه اینترنت اشیا در آن

نمودار گارتنر بیان می‌کند که در ابتدا سطح توقعات مردم از یک تکنولوژی به صورت رویایی بالا می‌رود و انتظاراتی دارند که اصلا خازج از توان آن تکتولوژی است، سپس این سطح توقعات به شدت کاهش می‌یابد و احتمالا از رسانه‌ها نیز ناپدید می‌شود و تازه پس از آن است که آن تکنولوژی جایگاه واقعی خودش را در بین مردم پیدا می‌کند. (برای اطلاعات بیشتر در مورد عکس فوق به این لینک مراجعه کنید)

بخش ب) آمدنت بهر چه بود؟

خوب حالا اینترنت اشیا چه فرصت‌هایی را برای مهندسین و بازاری‌ها ایجاد می‌کند؟ چون خودم هم یک مهندس هستم، با فرصت‌هایی که برای مهندسین ایجاد می‌شود شروع می‌کنم.

یک) فرصت‌های مهندسین

اینترنت اشیا همانطور که از نامش پیداست، دارای دو رکن اصلی است. “چیزها” و “اینترنت”. پس وظیفه‌ی مهندسین کاملا مشخص است. ایجاد تجهیزاتی که این چیزها را به شبکه‌ی اینترنت متصل کند. این تجهیزات در سه لایه قابل دسته‌بندی است؛ یک- لایه‌ی سخت افزار، دو- لایه‌ی ارتباطی و سه- سرورهای اینترنتی. در ادامه به شرح مختصری از این سه مورد خواهم پرداخت:

لایه‌ی سخت افزار

این لایه به صورت یک واسط (Interface) بین “چیزها” و دنیای دیجیتال عمل می‌کند. اطلاعاتی را از “چیز” مورد نظر می‌خواند و به دنیای دیجیتال می‌دهد یا از دنیای دیجیتال اطلاعاتی را می‌گیرد و به صورتی قابل فهم در اختیار “چیز” می‌گذارد. به عنوان مثال، یخچالی را فرض کنید که به اینترنت متصل شده باشد. اطلاعات سنسور دمای این یخچال را لایه‌ی سخت افزاری می‌خواند و به سوی دنیای اینترنت می‌فرستد. از طرف دنیای اینترنت هم ممکن است دستوری مبنی بر کاهش دمای یخچال دریافت کند و بدین ترتیب رله‌ی مربوط به موتور یخچال را روشن کند.

برخی ماژول‌های سخت‎افزاری و بردهای آماده از اقبال خوبی در حوزه‌ی اینترنت اشیا برخوردار شدند و برای شروع و حتی صفر تا صد یک پروژه کفایت می‌کنند. به عنوان مثال Raspberry Pi و NodeMCU. برای دسترسی به لیستی کامل از این تجهیرات به این لینک مراجعه کنید. البته فراموش نکنید که معمولا برای دستیابی به یک محصول حرفه‌ای و خوب، لازم است تا سخت‌افزار اختصاصی خودتان را توسعه دهید. به همین دلیل است که می‌گویم بالاخره پس از سال‌ها که بازار کار در اختیار نرم‌افزاری‌ها بود، همای سعادت به واسطه‌ی اینترنت اشیا بر سر سخت‌افزار هم نشست! (این پست هم با این بخش در ارتباط است).

لایه‌ی ارتباطی

به نظر می‌رسد افراد تازه وارد در این لایه سردرگم می‌شوند، دلیلش هم شاید این باشد که نه تنها تجهیزات و پروتکل‌های قبلی برای اینترنت اشیا قابل استفاده است، بلکه تجهیرات جدید ویژه‌‌ای نیز برای این موضوع توسعه یافته است. پس حتما لازم است که این دو مورد و جایگاه آنها در فناوری اینترنت اشیا شناخته شود.

بدیهی است تمام تجهیزات ارتباطی که سابق بر این استفاده می‌شده است، می‌تواند به عنوان لایه‌ی ارتباطی مفهوم اینترنت اشیا نیز مورد استفاده قرار بگیرد. شبکه‌های WiFi و Bluetooth از نام‌های بسیار شناخته شده‌ی این دسته‌اند. البته اگر نامی از ZigBee و Z-Wave نبرم، در حق آنها بی‌انصافی کرده‌ام. اگرچه این دو شبکه‌ی اخیر، بیشتر در خانه‌ی هوشمند کاربرد پیدا کرده‌اند. از مزایای تمام این شبکه‌ها، دسترس‌پذیری آسان و ارزان آنهاست. این مورد چنان بااهمیت است که باعث شده تا برخی نقاط ضعف این شبکه‌ها نادیده گرفته شود، به عنوان مثال توان مصرفی بالا در شبکه‌ی WiFi یا نیاز به نودهای رابط (Gateway) شبکه‌ی Bluetooth برای اتصال این شبکه‌ی محلی به شبکه‌ی جهانی اینترنت.

دسته ی دیگر تجهیزات ارتباطی، آنهایی هستند که به طور اختصاصی برای کاربرد IoT توسعه یافته اند. امروز که این مقاله را می‌نویسم، شبکه‌های NB-IoT و Lora و SigFox از گزینه‌های مطرح این دسته‌اند. باز هم خیال‌تان را راحت کنم که تاکنون هیچ کدام‌شان به عنوان استاندارد برتر جهانی انتخاب نشده است و در حال رقابت با یکدیگر هستند، شاید هم هیچ وقت یکی از آنها پیروز نهایی میدان نباشد و همگی در کنار هم به کارشان ادامه دهند. از ویژگی‌های مهم این شبکه‌ها توان مصرفی بسیار پایین و در مقابل پهنای باند به نسبت کم آنها است. مواردی که دقیقا متناسب با کاربرد IoT می‌باشد. هم اکنون هم شرکت‌هایی در ایران شروع به ایجاد زیرساخت برای ارایه ی سرویس در این شبکه‌ها نموده اند.

لایه‌ی سرورهای اینترنتی

اینجا جایی است که قرار است تمام اتفاقات بزرگ بیفتد. شاید شنیده باشید که در این دهه، شرکت‌های حوزه فناوری از شرکت‌های نفتی پیشی گرفته‌اند و شرکت‌های برتر دنیا، دیگر آن شرکت های سابق نفتی نیستند. به همین دلیل است که می‌گویند تولید ثروت از استخراج چاه های نفت، به سوی استخراج “چاه های داده” تغییر مسیر داده است. و این چاه های داده را در همین سرورها می‌توان جست و جو کرد.

سرور داده‌ها را از “چیزها” دریافت می‌کند، در صورت نیاز داده‌های خام را پردازش می‌کند و داده‌هایی برای “چیزها” ارسال می‌کند. اگر هم لازم باشد داده‌هایی را ذخیره می‌کند تا در آینده از آنها گنج هایی را استخراج کند.

دو) فرصت‌های بازاری‌ها

نوبتی هم باشد، نوبت پرداختن به فرصت‌های ایجاد شده برای بازاری‌ها و مردان اهل تجارت است. به نظرم در ایران اهمیت این موضوع به شدت بیشتر از مسایل مهندسی است. یکی از دلایل اصلی عدم رشد کار و کسب‌های ایرانی، ضعف آنها در مسایل بازاریابی و حفظ بازار است. مساله‌ای که اگرچه در تخصص مهندسین برق و کامپیوتر و … نیست، اما شاید بیشترین تاثیر را در آن داشته‌اند. موضوعی که اتفاقا موجب شکست بسیاری از استارتاپ‌ها نیز شده است.

اینترنت اشیا بازاری جدید ایجاد کرده است و فرصت‌هایی که در گذشته وجود نداشته‌اند، در اختیار بازار گذاشته است. پیش از هر اقدام فنی لازم است تا اهل بازار، در جهت ایجاد بازارهای جدید (بازارسازی) و تعیین نیازهای بازار با مهندسین همکاری نمایند تا در گام بعدی بتوانند محصولات/سرویس‌های ایجاد شده را به بازار عرضه کنند (بازاریابی).

امیدوارم که مهندسین (که احتمالا بیشترین مخاطب این پست هستند)، ارزش کار اهل بازار را بدانند و اشتباهاتی را که استارتاپ‌ها بارها و بارها تکرار کرده‌اند دوباره تکرار نکنند. “هر محصولی که مهندسین فکر می‌کنند باارزش است، الزاما برای مشتریان باارزش نیست” و “هر محصولی که ایجاد آن دشوارتر و نیاز به فناوری بیشتری دارد، الزاما در بازار سود بیشتری را عاید سازنده‌ی آن نمی‌کند”.

بخش ج) نابرده رنج، شاید گنج میسر شود

اینترنت اشیا، در آینده یک فرصت بسیار بزرگ دیگر هم در اختیار مهندسین و بازاری‌ها قرار خواهد داد. و این فرصت چیزی نیست جز “چاه‌های داده” که باید استخراج شوند. مهندسین نرم‌افزار گرایش‌های هوش مصنوعی و نرم‌افزار احتمالا اولین گروهی هستند که به طور مستقیم با این موضوع درگیر می‌شوند. اینکه چگونه می‌توان با این داده‌های کلان تصمیمات بهتری برای جوامع بشری یا ماشین‌ها گرفت، چگونه می‌توان کره‌ی زمین را نجات داد یا آن را از بین برد، چگونه می‌توان زندگی بهتری داشت و …. مسایلی هستند که با کاوش در این داده‌ها پاسخ داده خواهند شد. پایخ گویی به این سوالات از طریق داده کاوی و هوش مصنوعی یک فرصت و زمینه‌ی کاری برای مهندسین ایجاد می‌کند. و البته شک نکنید که برای تجاری‌سازی و تبدیل این داده‌ها به ثروت، لازم است که بازاری‌ها هم در این زمینه‌ها ورود پیدا کنند و ارتباطات بیشتری بین مهندسین و آنها صورت بگیرد.

بخش د) بالاخره چه کنیم؟

ابتدا تکلیف‌تان را با خودتان مشخص کنید، می‌خواهید در کدام زمینه از ابعاد اینترنت اشیا فعالیت کنید؟ با تعیین این موضوع حداقل مشخص می‌شود که باید چه دانش‌ها و مهارت‌هایی کسب کنید. اگر بدین صورت باشد، دیگر نخواهید پرسید که “برای ورود به مبحث اینترنت اشیا از کجا باید شروع کنم”، بلکه مثلا خواهید پرسید “برای آنکه در زمینه‌ی طراحی مداراتی که عموما در اینترنت اشیا کاربرد دارد، از کجا باید شروع کنم”، بدین ترتیب قطعا پاسخ‌های بهتری هم دریافت خواهید کرد. البته فراموش نکنید که کسب مهارت و دانش در یک زمینه‌ی خاص به معنای آن است که در آینده می‌خواهید به عنوان عضوی از یک تیم بزرگ‌تر فعالیت نمایید. اینترنت اشیا یک مساله‌ی چند بعدی است و فقط با تکیه بر یک زمینه‎ی خاص نمی‌توان محصولی به درد بخور روانه‌ی بازار کرد.

پس اگر قصد راه‌اندازی استارتاپ در حوزه‌ی اینترنت اشیا دارید، حتما باید افرادی با تخصص‌های متفاوت دور هم جمع نمایید. اگر مهندس هستید، بازاری‌ها را هم به هیچ عنوان فراموش نکنید. حتما نسبت به بازار ایران شناخت پیدا کنید.

توصیه‌ای که برای استارتاپ‌های این حوزه دارم و خودم در همایش IoT Starts (به این لینک هم نگاهی بیندازید) آن را آموختم، آن است که در حال حاضر ایجاد یک “راهکار کامل و کاربردی” می‌تواند موفقیت بیشتری نسبت به محصولاتی که ارایه‌دهنده‎ی بستر هستند و به تنهایی کاربرد ندارند، کسب کند. به عنوان مثال ایجاد سخت افزار و نرم‌افزارهای لازم برای اتصال یک خودرو به اینترنت (سیستم کامل)، احتمالا موفقیت بیشتری از ایجاد یک پلتفرم IoT که به دیگر شرکت‌ها سرویس ارایه می‌دهد (Platform Provider)، کسب نماید.

پاسخ دهید